صفحه نخست

 

ايميل ما

 

آرشيو مطالب

 

پروفايل مدير وبلاگ

 

طراح قالب

   
 
 
 

تبليغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



 
  آمار بازديد
 
 

نويسندگان :
» سعید خواجه سعیدی
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:

 


 
  پیمان عشق جاودانی
  نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ و ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ

 

نه من دیگر بروی ناکسان هرگز نمی خندم
دگر پیمان عشق جاودانی
با شما معروفه های پست هر جایی نمی بندم
شما کاین سان در این پهنای محنت گستر ظلمت
ز قلب آسمان جهل و نادانی
به دریا و به صحرای امید و عشق بی پایان این ملت
تگرگ ذلت و فقر و پریشانی و موهومات می بارید
شما ، کاندر چمن زار بدون آب این دوران توفانی
بفرمان خدایان طلا ، تخم فساد و یأس می کارید ؟
شما ، رقاصه های بی سر و بی پا
که با ساز هوس پرداز و افسونساز بیگانه
چنین سرمست و بی قید و سراپا زیور و نعمت
به بام کلبه ی فقر و بروی لاشه ی صد پاره ی زحمت
سحر تا شام می رقصید
قسم : بر آتش عصیان ایمانی
که سوزانده است تخم یأس را در عمق قلب آرزومندم
که من هرگز ، بروی چون شما معروفه های پست هر جایی نمی خندم
پای می کوبید و می رقصید
لیکن من ... به چشم خویش می بینم که می لرزید
می بینم که می لرزید و می ترسید
از فریاد ظلمت کوب و بیداد افکن مردم
که در عمق سکوت این شب پر اضطراب و ساکت و فانی
خبر ها دارد از فردای شورانگیز انسانی
و من ... هر چند مثل سایر رزمندگان راه آزادی
کنون خاموش ، در بندم
ولی هرگز بروی چون شما غارتگران فکر انسانی نمی خندم

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  کاج جشن های زمستانی
  نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ و ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ

 

شعری زیبا از فاظل نظری بهانه ای شد که باز هم گرد هم بیاییم و پاسخگوی الطاف بسیار شما عزیزان باشم.

از باغ می برند  چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  نگاه نو
  نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٦ و ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ

 

گر چه دیری ست که آوای خوش مرغ سحر
 
درهوای نفس پر شررش یخ زده است
 
گر چه دیری ست که شوق پرواز
 
ازحریم قفس تنگ دل اش پر زده است
 ...

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  ترجیع بند سعدی
  نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢۱ و ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ

 

ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست

باز هم سعادتی دست یافت تا مانند سال گذشته دوستی گرانمایه را باز هم در نمایشگاه کتاب زیارت کنم. ارسطوی جنیدی عزیز با آن لطافت طبع و شیرینی بیانش در خوندن اشعار ایندفعه هم طحفه ای ارزنده از حضرت سعدی بر من عرضه کردند که چند روزیه که این ترجیع بند معروف من را مشغول خودش کرده و دارم از اون لذت میبرم، حیف دونستم که این لذت را به اشتراک نگذارم. میتونید متن کامل این شعر را در ادامه مطلب بخونید و لذت ببرید

 

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  دلشدگان
  نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳۱ و ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ

 

برای چندمین باره که دلشدگان استاد شجریان را گوش میدم . ولی تا حالا اینقدر با این اشعار ارتباط برقرار نکردم. شاید حال فعلیم باعث شده.. . .

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من
ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند
پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم
بس که لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه پا درحریم یار من
ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند

فائز دشتستانی

 


به کجاها برد این امید ما را؟

نشد این عاشق سرگشته صبور

نشد این مرغک پربسته رها

به کجا می روم یارا؟ به کجا می برد مارا؟

ره این چاره ندانم به خدا؛نشود دل نفسی از تو جدا 

به هوایت همه جا در همه حال

به امیدی بگشایم شب و روز پر و بال

غم عشقت دل ما را

به کجاها برد بالا؟

 

فریدون مشیری

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  یکی بود یکی نبود
  نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٤ و ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ

 

عاشقش بودم عاشقم نبود

وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود

حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود   یکی بود یکی نبود .

این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . اصلاً با هم بودن و با هم ساختن در اذهان شرقی مان نمی گنجد. برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ،  دیگری هم بود . همه با هم بودند .

و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی .

انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست .

هیچ کس نمیداند ، جز ما .

هیچ کس نمی فهمد جز ما .

و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .  و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .  هنر نبودن دیگری را !

ادامه مطلب
کلمات کليدي : یکی بود یکی نبود

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  دزدی مال و دزدی دین
  نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ و ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ

 

گویند روزی دزدی در راهی ، بسته ای یافت که در آن چیزگرانبهایی بود و دعایی نیزپیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
اورا گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که ایندعا ، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال ،خللی می یافت ؛
آن وقت من ، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  نمی دانم کی ام من آدمم ، نوحم ، خدایم یا که شیطانم
  نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٤ و ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ

 

من از جهانی دگرم
                          ساقی از این عالم واهی رهایم کن ، رهایم کن

نمی خواهم در این عالم بمانم
مرا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن ، جدایم کن

تو را اینجابه صدها رنگ می جویند
تو را با حیله و نیرنگ می جویند
تو را با نیزه ها در جنگ می جویند
تو را اینجا به گرد سنگ می جویند

تو جان می بخشی و اینجا
به فتوای تو می گیرند جان از ما

نمی دانم کی ام من
آدمم ، نوحم ، خدایم یا که شیطانم
                                                      تو باخود آشنایم کن

اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست

پس ای مردم ،

خدا اینجاست.....
                          خدا در قلب انسانهاست

به خودآ ، به خود آ ، تا که دریابی
                          خدا در خویشتن پیداست

همای از دست این عالم
پر پرواز خود بگشود و در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم
                         همایم کن ، همایم کن

شعر از همای

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  مثل بالیدن عطری در گل
  نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۱ و ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ

 

یک شب از دست کسی
              باده ای خواهم خورد

که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد


با من از هست به بود
               با من از نور به تاریکی
                               از شعله به دود
با من از آوا تا خاموشی
دورتر شاید       تا عمق فراموشی
راه خواهد پیمود

کی از آن سرمستی خواهم رست ؟
کی به همراهان خواهم پیوست ؟
من امیدی را در خود
بارور ساخته ام
تار و پودش را با عشق تو پرداخته ام

مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت
مست از شوق تو از عمق فراموشی
                                         راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز از بود به هست
باز از خاموشی تا فریاد

سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب
با درختان بنشین
کی ؟ کجا ؟ آه نمی دانم
ای کدامین ساقی
ای کدامین شب
منتظر می مانم

ادامه مطلب
کلمات کليدي : سفر جان

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


  میوه ی تاریک
  نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٢ و ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ

 

باغ  باران  خورده  می نوشید   نور،
لرزشی   در   سبزه های  تر   دوید:
او  به   باغ  آمد،  درونش   تابناک،
سایه اش    در  زیر و بم ها   ناپدید.

شاخه خم می شد به راهش مست بار،
او    فراتر  از  جهان   برگ  و   بر.
باغ،   سرشار از  تراوش های  سبز،
او،    درونش   سبزتر،   سرشارتر.

در  سر راهش  درختی  جان  گرفت،
میوه اش   همزاد  و  همرنگ هراس.
پرتوی    افتاد    در     پنهان    او:
دیده   بود  او را به خوابی ناشناس.

در جنون  چیدن   از  خود  دور شد،
دست   او  لرزید،  ترسید از درخت.
شور  چیدن  ترس را  از ریشه کند:
دست  آمد،  میوه  را چید از درخت.
 

سهراب

ادامه مطلب
کلمات کليدي :

 

نوشته شده توسط سعید خواجه سعیدی

نظرات ()


 

مطالب پيشين

 

» پیمان عشق جاودانی
» کاج جشن های زمستانی
» نگاه نو
» ترجیع بند سعدی
» دلشدگان
» یکی بود یکی نبود
» دزدی مال و دزدی دین
» نمی دانم کی ام من آدمم ، نوحم ، خدایم یا که شیطانم
» مثل بالیدن عطری در گل
» میوه ی تاریک



 
  درباره وبلاگ
 
 



خدایا به فرشتگانت بسپار که در لحظه لحظه ی نیایش خویش ، عشق مرا از یاد نبرند .

 


 
  موضوعات
 

 

» اندیشه (۱)  

 

» فقر (۱)  

 

» زندگی (۱)  

 

» نیایش (۱)  

 

» مصدق (۱)  

 

» خفقان (۱)  

 

» چارلی چاپلین (۱)  

 

» خانه دوست کجاست (۱)  

 

» تمنا (۱)  

 

» یکی بود یکی نبود (۱)  

 

» دیدار خدا (۱)  

 

» روز مادر (۱)  

 

» فریدون مشیری (۱)  

 

» یادگار دوست (۱)  

 

» سفره خالی (۱)  

 

» من دچار خفقانم (۱)  

 

» روز بزرگداشت حافظ (۱)  

 

» انسان شناسی و حافظ (۱)  

 

» کوچه ی مهتاب (۱)  

 

» دم جنباندن (۱)  

 

» سفر جان (۱)  


 
  لينک دوستان
 
  » حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ  
  » گالري عكسهاي من
» يه كم چرت و پرت
» وبلاگ سپهر بابا
» يه بچه باحال
» عكسهاي من
» شعر های بهروز یاسمی
» وبلاگ بهزاد ناظری
» وبلاگ سعيد دايي اينا
 


 
  آرشيو مطالب
 

 

» بهمن ٩٠  

 

» دی ٩٠  

 

» شهریور ٩٠  

 

» اردیبهشت ٩٠  

 

» فروردین ٩٠  

 

» اسفند ۸٩  

 

» دی ۸٩  

 

» آذر ۸٩  

 

» آبان ۸٩  

 

» مهر ۸٩  

 

» شهریور ۸٩  

 

» امرداد ۸٩  

 

» تیر ۸٩  

 

» خرداد ۸٩  

 

» اردیبهشت ۸٩  

 

» فروردین ۸٩  

 

» اسفند ۸۸  

 

» بهمن ۸۸  

 

» دی ۸۸  

 

» مهر ۸۸  

 

» شهریور ۸۸  

 

» امرداد ۸۸  

 

» تیر ۸۸  

 

» اردیبهشت ۸۸  

 

» فروردین ۸۸  

 

» بهمن ۸٧  

 

» تیر ۸٧  

 

» دی ۸٦  

 

» آبان ۸٦  


 
  صفحات وبلاگ 
 


 
  ديگر امکانات
 
 


 


       

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by Ali Bahnamfar
This Themplate  By Theme-Designer.Com

 

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

دانلود رایگان

تم دیزاینر